ابراهيم عاملي ( موثق )
294
تفسير عاملي ( فارسي )
« وَما نُنَزِّلُه إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ » 21 فخر : يعنى پيدايش موجودات در زمان و مكان و به مقدار معيّن نشانه است كه پديد آرنده ى اينها قادر است و مختار و گر نه نبايستى محدود به اين حدود باشد . « وَأَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ » 22 طبرى : عبد اللَّه مسعود گفت : يعنى خداوند باد را ميفرستد كه ابر را آبستن كند ، آنگاه از جائى به جائى منتقل مىكند ، سپس مى - بارد ، حسن بصرى گفته است : يعنى درختان را آبستن بميوه مىكند . « وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ » 24 مجمع : اين جمله چند معنى شده است : 1 - مجاهد گفته است : يعنى مردم گذشته و اكنون شما را ميدانيم 2 شعبى گفته است : از اوّل و آخر شما خبر داريم 3 - سعيد بن مسيّب گفته است : ميدانيم آنها را كه در جنگ بصفهاى جلو هستند ، و آنها كه در صفوف آخر ايستادهاند ، 4 - حسن بصرى گفته است : يعنى ميدانيم آنها را كه در خيرات پيش قدم هستند و آنها كه بكندى و سختى كارى ميكنند 5 - ابن عبّاس گفته است يعنى ميشناسيم آنهائى را كه در صف اوّل نماز هستند براى درك فضيلت و آنهائى را كه در صف آخرند براى تماشاى زنها . « وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ » 26 تأويلات : يعنى آدمى را از چهار عنصر آب و باد و خاك و آتش آفريديم ، چون حمأ خاك است ، و مسنون خاكى است كه بر آن ريخته شده و ملايم شده است و آماده براى تبديل به صورت مطلوب ، و صلصال خاكى است كه بواسطه ى آتش حرارت ديده است و خشك شده است و هو در آن داخل شده است . « وَالْجَانَّ خَلَقْناه مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ » 27 تأويلات : يعنى جنّ را كه جوهر روح حيوانى است و مولد قوّه ى وهم و خيال است از حرارت غريزى و مادّه ى آتش اصلى بانضمام لطافت و قابليّت حالت تبخير اخلاط چهار گانه كه تبديل به بخار شده است آفريديم . و البتّه پيدايش حرارت و ديگر قواى مؤثّر در پيدايش ،